عبدالله مستوفى

495

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

در مواردى كه پاى شرافت آنها در ميان باشد ، اطلاع دارند ميدانند كه ممكن نيست ، يكى از اعضاى سفارت‌خانه ، براى ديگرى يك چنين پاپوش « 1 » زشتى كه حيثيت ادارى رفيق او را بر باد مىدهد ، و باعث وهن سفارت‌خانهء دولت او مىشود ، بدوزد . اين بيانات زادهء افكار اشخاصى است ، كه ميخواهند شهامت‌هاى سردار سپه را ولو عوامانه و سربازى و لرى هم باشد ، با اين تفسيرهاى نچسب انكار كنند . ولى در واقع اين كار يكى از شاهكارهاى ركى و راستى عوامانهء اين روزهاى اين مرد عجيب بوده است ، كه براى پيشرفت مقاصد آيندهء خود ، با وجود سروكار داشتن با سفارت انگليس خويش را بلرى زده ، با كمال شهامت سربازى ، اين بىملاحظگى را نسبت بسفارت ، و اين عمل بيرحمانه را نسبت به اين دو زن ، مجرى داشته است . اما خبر شدن مأمورين نظميه ، از وجود اين دو نفر ، در ساعت معين ، در خانهء عزيزكاشى كار مشكلى نبوده است . زيرا ، مسلما رفت‌وآمد اين آقايان به اين خانه منحصر به اين يك مجلس نبوده ، و كرارا به اين محفل انس مىرفته‌اند ، وجود آژان هم ، در اطراف اين قبيل خانه‌ها ولو براى تلكه « 2 » و دريافت انعام از خوش‌گذرانهاى

--> ( 1 ) - پاپوش دوختن براى شخص كنايه از تدبير كردن براى خسارت زدن مالى يا آبروئى به او است من از تاريخچهء اين كنايه بىاطلاعم . ( 2 ) - تلكه - اگر بگويم اصل و ريشهء آن را هم نميدانم ، خوانندهء عزيز حمل بر بيسوادى من نميفرمايند ، زيرا اين قبيل استعارات اكثر از ميان عوام بيرون مىآيد و كم‌كم منتشر و قابل نوشتن مىشود . اغلب ريشه و اصلى هم ندارند . تمام لغات و استعارات دنيا هم همينطورها اتخاذ شده است . نبايد دور لغات و استعارات را فقط به جهت اينكه در كتاب لغت نوشته نشده است ديوار كشيد و از ورود آنها در جزو لغات مصطلح پدر و مادردار جلوگيرى كرد . در لغات و استعارات بايد دمكراسى وارد شود و كهنه‌پرستى از بين برود و الا زبان در چهارچوب لغات و استعارات محدود ادوار قبل باقى ميماند . بعضى معتقدند كه كليهء لغات و استعارات و كناياتى كه در كليهء زبانهاى نوع بشر وجود دارد از روى شوخى و مسخرگى اتخاذ شده كه مثلا خواسته‌اند چيزى را مسخره كنند اسمى روى آن گذاشته‌اند و بعدها در دهن‌ها افتاده بعضىهاش بسليقهء عامه نچسبيده ، فراموش شده و آنها كه با فكر مردم متناسب بوده است رواج گرفته و كم‌كم قابل نوشتن شده و بالاخره در قاموسها درج گرديده . من اگر در لغات اين عقيده را نداشته باشم در استعارات و كنايات كاملا با اين عقيده همراه ، و معتقدم كه صدى نود از كنايات مصطلح در هر زبانى ، بدوا از راه شوخى و مسخرگى اتخاذ شده است و هرقدر ظرافت استعاره بيشتر بوده است ، زودتر منتشر و عالم‌گير شده است . پنجاه سال قبل هيچكس جملهء مركب حق بجانب را استعمال نميكرد و من اين لغت را براى دفعهء اول از مرحوم نور الدين پيرزاده شنيدم . بعد از چند ماهى اين لغت مركب در وزارت خارجه منتشر شد و از آنجا ، كم‌كم بساير جاها هم رسيد و امروز يكى از لغات مركب بسيار كثير - الاستعمالى است كه در همه جا مورد استعمال دارد ، در صورتى كه آنروزيكه مرحوم نور الدين پيرزاده كه تصور ميكنم خود مخترع اين لغت بوده ، اين جملهء مركب را استعمال ميكرد ، مقصودى ، جز خوشمزگى در صحبت و مسخرگى نداشت ، ولى آن مرحوم در همين روزها يك جملهء ديگرى هم اختراع كرده بود كه در صحبتهاى خود به كار مىبست و آن مقاله خواندن و مقصودش از اين جمله ، استراق سمع بود ، كه يكى از رفقايش روزى براى استراق سمع در كنجى نشسته و وانمود ميكرده بقيه در حاشيهء صفحهء بعد